صائن الدين على بن تركه

114

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

من من نيم آن‌كس كه منم گويى كيست * گويا نه منم در دهنم گويى كيست من پيرهنى بيش نيم سرتاپاى * آن كس كه منش پيرهنم گويى كيست اين زمان چون بعد از تمهيد مراسم طهارت به حكم « 1 » غسل در اشك زدم كاهل طريقت گويند * پاك شو اوّل و پس ديده بر آن پاك انداز اتمام وضوى عشق به شرائط مذكوره بر مقتضاى « 1 » به آب ديده وضو ساز و عزم كويش كن * كه بىوضو نتوان گِرد كعبه گرديدن به تقديم رسانيده شد ، مىگويد : امامت كردم در نماز ، حقيقت امام خويش را ؛ چه ، هر كه با وجود بلوغ مرتبهء فتوّت و وصول به طهور تجريد و تفريد ، از خبث و حدث صورى و معنوى پاك گشته ، از مفتى عشق احكامى كه مستجمع شرائط صحّت صلاة است ، تعليم گرفته باشد و به حفظ فاتحهء خاتميّت حضرت محبّت شعار محمدى - صلوات اللّه و سلامه عليه و آله - مخصوص باشد ، هرآينه به استحقاق امامت ائمّهء عشق منفرد گردد ؛ چنانچه در مقدّمه بدان اشعارى رفت . پس ساير مكوّنات در رتبت وجود از من متأخّر باشند بالضّرورة ، و قبله‌اى كه متوجه مصلّيان مىباشد ، آنجا تواند بود كه من بدان روى آورم و جهت از آن متحقّق شود . [ 148 ] و هر چند كه ناظر عقل در تقدّم زمانى و مكانى نظر مىكند ، امام را پيش از من مىبيند ؛ فامّا در ديدهء شهود قلبى - كه حجب زمان و مكان پردهء بصيرت او نمىتواند شد - ظاهر است كه من امام الأئمّه‌ام . « 3 » به من أهتدي هيهات لو رمت سلوة * و بي « 4 » يقتدي في الحبّ كلّ إمام [ 149 ] و هيچ عجبى نيست در اين كه امام وجود در نماز عشق به من اقتدا كند ؛ و حال آنكه حضرت معشوق كه قبلهء هر قبله است و متوجّه اليه ساير مقاصد ، در دل من مقام دارد . « 5 »

--> ( 1 ) . فر : + بيت . ( 3 ) . فر : + شعر . ( 4 ) . فر : لى . ( 5 ) . فر : + بيت .